تبليغاتX
☆★ telepatheia ★☆

*
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 17:27 بدست لیلا

1) يک سوسک حمام مي‌تواند 9 روز بدون سر زندگي کند تا اينکه از گرسنگي بميرد.

۴) يک کوروکوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون در بياورد.

) حلزون مي‌تواند 3 سال بخوابد.
5) به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!
6)‌ اگر جمعيت چين به شکل يک صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌وقت تمام نخواهد شد.
7) خطوط هوايي آمريکا با کم کردن فقط يک زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي کند.
8) ملت آمريکا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.
9) چشم‌هاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است.
10)‌ بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد ميشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند.
11) کوبيدن سر به ديوار 150 کالري در ساعت مصرف مي‌کند.
12) پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.
13) گربه‌‌ها مي‌توانند بيش از يکصد صدا با حنجره خود توليد کنند در حاليکه سگ‌ها کمتر از 10 تا!
14) ادرار گربه زير نور سياه مي‌درخشد.
15) تعداد چيني‌هايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکايي‌هايي که انگليسي بلدند، بيشتر است!!
16) دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي که طرفين خون خود را بر گردن بگيرند.
17) فيل‌ها تنها حيواناتي هستند که نمي‌توانند بپرند.
18)‌ هر بار که يک تمبر را ميليسيد 10/1 کالري انرژي مصرف مي‌کنيد.
19) فورييه 1865 تنها زماني بود که ماه کامل نشد.
20) کوتاهترين جمله کامل در زبان انگليسي I am است.
21) اگر عروسک باربي را زنده تصور کنيد سايزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتي‌متر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يک انسان نرمال.
22) تمام خرسهاي قطبي، چپ دست هستند.
23) اگر يک ماهي قرمز را در يک اتاق تاريک قرار دهيد، کم کم رنگش سفيد مي‌شود.
24) اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم کردن يک فنجان قهوه را توليد کرده‌ايد.
25) در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را مي‌کندند حتي ابروها و موژه‌ها.
26) کوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد که 38 دقيقه طول کشيد.
27) در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده است.
28) هيچ‌وقت نميتواني با چشمان باز عطسه کني.
29) تعداد انسان‌هايي که به وسيله خر کشته مي‌شوند، از انسان‌هايي که در سانحه هوايي مي‌ميرند بيشتر است.
30) چشم‌هاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هيچ‌وقت متوقف نمي‌شوند


*
لينك ثابت نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 16:49 بدست لیلا

شاعر و فرشته با هم دوست شدند ، فرشته پری به شاعر داد و شاعر هم شعری به فرشته داد. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعر هایش بوی آسمان گرفت و فرشته ،شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه ی عشق گرفت.خدا گفت : دیگر تمام شد ! دیگر زندگی برای  هر دویتان دشوار می شود . زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود  ،زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه ی عشق را بچشد، آسمان را دیگر نمی خواهد


*
لينك ثابت نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 14:23 بدست لیلا

روزها گذشت و گنجشک با خدا هيچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا مي گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت:مي آيد ‚ من تنها گوشي هستم که غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام که دردهايش را در خود نگاه مي دارد و سرانجام روزي گنجشک بر شاخه اي از درخت دنيا نشست. فرشتگان چشم به لبهايش دوختند. گنجشک هيچ نگفت. و خدا لب به سخن گشود. با من بگو از آن چه سنگيني سينه ي توست. گنجشک گفت: لانه ي محقري داشتم. آرامگاه خستگيهايم بود و سر پناه بي کسي ام.تو همان را هم از من گرفتي. اين طوفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي از لانه ي محقرم؟ کجاي مملکت تو را گرفته بود؟ و سنگيني بغض راه گلويش را بست و سکوت کرد. سکوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.خدا گفت:ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمين مار پرگشودي. گنجشک خيره در خدايي خدا مانده بود. خدا گفت : و چه بسيار بلاها که بواسطه ي محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي. اشک در ديدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چيزي درونش فرو ريخت و هاي هاي گريه هايش ملکوت خدا را دید


*
لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 10:37 بدست لیلا

ماه و روز تولدتان از گل هایی سخن می گویند که می توانند برخی نکات ریز شخصیتی شما را آشکار سازند. شما چه گلی هستید و با دیدن چه گلی به آرامش و نشاط درونی می رسید؟!
 

 فروردین: گل رز

شما گاهی بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهید. بسیار رک گو هستید و عاشق مسافرت! اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید و پشتکارتان خوب است.


اردیبهشت: گل نسترن


فردی صبور و پرطاقت هستید و اراده بسیار قوی دارید. دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید. خجالتی هستید و قابل اعتماد. سعی می کنید از مشاجرات دوری کنید.


خرداد: گل یاس سفید


رفتار دوستانه ای دارید. رک گو و پر حرف بوده و همین امر به جذابیت شما می افزاید. مانند گل یاس، همیشه برای زنده کردن یک مجلس و معطر کردن آن حضور دارید. از رفتار بد دیگران سریع می گذرید. برای رفاقت ارزش زیادی قائلید.


تیر: گل بنفشه


زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و زیاد یا فراز و فرودهای آن مواجه می شوید. به جای داشتن درآمد جزیی به فکر درآمدهای کلان هستید. ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیتهای خلاقانه هستید. در خانه بیشتر از همه جا احساس امنیت و آرامش می کنسد.


مرداد: گل شب بو


فردی با محبت، خونگرم، دلسوز اما کمی عصبی هستید. غالباً از کمبود اعتماد به نفس رنج می برید و کمی نیز احساس ترس در شما دیده می شود. برخی اوقات مردم از اخلاق خوب شما سوء استفاده می کنند.


شهریور: گل داوودی


جدی، متفکر و تا حدی اندیشمند هستید. در کارهایتان سرسختی و سماجت دارید و این مسئله گاهی به ضرر شما تمام می شود. به رغم آنکه شخص مهربانی هستید اما برخی اوقات رگه های نامهربانی در شما نمایان شده ک این مسئله دیگران را آزار می دهد.


مهر: گل زنبق


فرد مودبی هستید. به سرعت عصبانی می شوید ولی خیلی سریع به حالت اولیه باز می گردید. از زیبایی لذت می برید. فرد محبوبی هستید و سرشت سخاوتمندی دارید. میل زیادی برای زندگی در شما موج می زند و از انجام هر کاری لذت می برید.


آبان: گل ارکیده


به سرعت تصمیم می گیرید و در انجام کارهایتان بسیار سریع و چابک هستید. تغییرات شغلی شما را نمی ترساند که این موضوع یکی از برتری های شخصیت شماست. توانایی استثنایی در سازماندهی کارهایتان دارید.


آذر: گل مریم


احساساتی، صادق، باوفا، بشاش و خوش اخلاق هستید، اما اگر بخواهید می توانید همزمان روی دیگر سکه را نیز نشان دهید. خانه را تنها پناهگاه مطمئن زندگی می دانید. کمال طلب و تا حدی رویایی هستید که در برخی موارد این رگه های شخصیتی به کمک شما می آیند.


دی: گل همیشه بهار


اهل رقابت و دوست بازی و قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون از خانه بگذرانید. بسیار توددار و در واقع درون گرا هستید، از شادی دیگران شاد می شوید اما خود به سختی به آرزوهایتان دست می یابید.


بهمن: گل گلایل


باهوش هستید و می دانید چه می کنید. می خواهید همه امور مطابق میل شما باشد که البته گاهی می تواند به دلیل عدم توجه به نظر دیگران برایتان مشکل ساز شود. اما در مورد عشق صبور هستید. همواره اهدافی برای دستیابی دارید و واقعاً برای رسیدن به آنها تلاش می کنید.


اسفند: گل نرگس


مهربان، با گذشت و بسیار تودار هستیدف به هیچ وجه خودخواه نیستید. همیشه بهتربن را برای دیگران می خواهید. دوستانتان برایتان بسیار مهم هستند و قدر آنچه را که دارید می دانید. بین دوستان محبوب هستید و در خانواده نظر شما بر دیگران ارجحیت دارد


*
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 0:13 بدست لیلا

مي دوني؟

يه اتاقي باشه گرمه گرم...روشنه روشن...

تو باشي منم باشم...

کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد باشه...

تو منو بغلم کني که نترسم...که سردم نشه...که نلرزم...

اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار...پاهاتم دراز کردي

منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم...

با پاهات محکم منو گرفتي ...دو تا دستتم دورم حلقه کردي

بهت مي گم چشماتو مي بندي؟...

ميگي اره بعد چشماتو مي بندي...

بهت مي گم برام قصه مي گي ؟ تو گوشم؟

مي گي اره ... بعد شروع مي کني اروم اروم تو گوشم قصه گفتن...

يه عالمه قصه طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي شن

مي دوني؟

مي خوام رگ بزنم...رگ خودمو...مچ دست چپمو...يه حرکت سريعيه ضربه عميق...بلدي که؟

ولي تو که نمي دوني مي خوام رگمو بزنم...تو چشماتو بستي نميدوني...

من تيغ رو از جيبم در ميارم...نمي بيني که سريع مي برم...نمي بينی

خون فواره مي زنه...رو سنگاي سفيد...نمي بيني که دستم مي سوزه

و لبم رو گاز مي گيرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني...

تو داري قصه مي گي...

من شلوارک پامه...دستمو مي ذارم رو زانوم...خون مياد از دستم ميريزه

رو زانوم و از زانوم ميريزه رو سنگا...قشنگه مسير حرکتش...

حيف که چشمات بسته است و نمي توني ببيني

تو بغلم کردي...مي بيني که سرد شدم...محکم تر بغلم ميکني که گرم بشم...

مي بيني نامنظم نفس مي کشم...تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت...

مي بيني هر چي محکم تر بغلم مي کني سرد تر ميشم...

مي بيني ديگه نفس نمي کشم...

چشماتو باز ميکني مي بيني من مردم

مي دوني ؟ من مي ترسيدم خودمو بکشم از سرد شدن...از تنهايي مردن...

از خون ديدن...وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم...

مردن خوب بود ارومه اروم...

گريه نکن ديگه...من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدياااا...

بعدش تو همون جوري وسط گريه هات بخندي...

گريه نکن ديگه خب؟ دلم مي شکنه

دل روح نازکه... نشکونش خب؟؟

*
لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 22:25 بدست لیلا

شاید بگویی آری ، چرا که نمی دانی که نگریستن عاشقانه به یک شی یعنی چه . شاید با شهوت به اشیا نگاه کرده ای ، این چیز دیگری است . کاملا فرق دارد ، درست نقطه مقابل آن است . نخست ... سعی کن تفاوت را درک کنی .

چهره ای زیبا ، بدنی زیبا ، تو به آن نگاه می کنی و احساس می کنی که عاشقانه به آن می نگری ولی چرا به آن نگاه می کنی ؟ آیا مایلی از آن چیزی به دست آوری ؟ آن عشق نیست و شهوت است . آیا می خواهی از آن بهره بکشی ؟ آن گاه شهوت است و عشق نیست . آن هنگام در واقع ، تو فکر می کنی که چگونه از آن استفاده ببری ، چگونه آن را تصاحب کنی ، چگونه از آن بدن وسیله ای بسازی برای خوشوقتی خودت .

شهوت یعنی : چگونه از چیزی برای خوشوقتی خودت استفاده کنی و عشق یعنی ، خوشوقتی تو ابدا مطرح نیست . در واقع ، شهوت یعنی چگونه چیزی به دست آوری و عشق یعنی چگونه چیزی ببخشی . این دو درست نقطه مقابل هم هستند .

اگر چهره ای زیبا ببینی و به آن عشق احساس کنی ، احساس بی درنگ تو در آگاهی ات این خواهد بود که چگونه می توانی این چهره را خشنود کنی ، چگونه این مرد یا این زن را خوشحال کنی . در این جا خودت اهمیتی نداری .

در عشق دیگری مهم است اما در شهوت مهم تو هستی . در شهوت تو فکر می کنی دیگری را وسیله خوشحالی خودت قرار دهی ، در عشق فکر می کنی که خودت چگونه وسیله شوی .

عشق تسلیم است و شهوت یک تهاجم .

تو حتی در شهوت نیز از عشق سخن می گویی . پس فریب نخور !!!!!!!!! به درون بنگر ، آن گاه به این ادراک خواهی رسید که در زندگی حتی یک بار نیز به کسی یا چیزی عاشقانه نگاه نکرده ای .

دومین تفاوتی که باید درک شود این است ... اگر عاشقانه به چیزی مادی یا بی جان نگاه کنی ، آن شی به یک شخص تبدیل می شود . اگر به آن عاشقانه نگاه کنی ، آن گاه عشق تو کلیدی می شود تا هر چیزی را به شخص تبدیل سازد . اگر به یک درخت عاشقانه بنگری ، درخت یک شخص می گردد .

هر گاه عاشقانه به چیزی نگاه کنی ، آن چیز یک شخص می شود و برعکس . هر گاه با چشمانی شهوانی به شخصی نگاه کنی ، آن شخص به یک شی تبدیل می شود . برای همین است که چشمان شهوانی دافعه دارند . چرا که هیچ کس نمی خواهد شی شود . وقتی به همسرت با چشمان شهوانی می نگری او احساس ازردگی می کند . در واقع تو چه می کنی ؟ تو یک شخص را ، یک شخص زنده را به وسیله ای بی جان تغییر می دهی . تو می پنداری که چگونه استفاده کنی و آن شخص کشته می شود .

چشمان شهوانی دافعه دارند و زشت هستند .

وقتی با عشق به کسی نگاه کنی ، او والا می گردد . یگانه می گردد . ناگهان او یک شخص می شود . یک شخص را نمی توان با دیگری جایگزین کرد ولی یک اشیا را می توان جایگزین کرد . یک شی قابل جایگزینی است ولی یک شخص جایگزینی ندارد . او یکتا و یگانه است .

عشق همه چیز را یگانه می کند . به همین سبب تو بدون عشق ، هرگز احساس نمی کنی که شخص هستی . تا زمانی که کسی عمیقا دوستت ندارد ، هرگز احساس نخواهی کرد که موجودی یگانه هستی و به راحتی می توان تو را تغییر داد و جایگزین کرد .

در رابطه شهوانی ، همه چیز شی هست و این غیر انسانی ترین کارهایی است که انسان می تواند انجام دهد : تبدیل شخصی به شی .

وقتی عاشقانه می نگری ، خودت را فراموش کن . خودت را کاملا فراموش کن . برای امتحان یه یک گل نگاه کن و خودت را به تمامی از یاد ببر . بگذار گل باشد و خودت کاملا غایب باشی . گل را احساس کن ، آن گاه عشقی عمیق از آگاهی تو به سمت گل روانه می گردد . تو به وجد می آیی و آن گل ، یک شخص می گردد .

به موضوع دیگری نپرداز . با یک گل سرخ یا با چهره معشوقت باقی بمان . تنها با قلبت بمان . با این احساس که چه کنم تا معشوق شادتر و معشوق تر باشد ؟ و وقتی چنین باشد ، تو غایب خواهی بود ، هرگز به خودت توجه نخواهی کرد .

وقتی به خودت توجه نداری ، خالی می گردی ، فضایی درونت آفریده می شود . وقتی ذهنت کاملا به دیگری متوجه می گردد ، آن گاه درونت خلا ایجاد می شود .

با معشوق ، انسان به تمامی ناتوان می گردد ، این را به یاد بسپار . هر گاه عاشق کسی باشی ، احساس عجز کامل می کنی . درد عشق همین است : فرد نمی تواند احساس کند که چه بکند . او مایل است همه کار بکند ، می خواهد تمامی کائنات را به معشوق ببخشد ، ولی چه می تواند بکند ؟

تو تهی هستی و به همین سبب عشق به یک مراقبه عمیق تبدیل می گردد . در حقیقت ، اگر کسی را دوست داشته باشی ، به هیچ مراقبه دیگری نیازی نیست ولی چون در واقع کسی عاشق نیست ، به 112 تکنیک نیاز دارد و حتی شاید این ها هم کافی نباشد . خود عشق بزرگ ترین تکنیک است ولی عشق مشکل است و حتی ناممکن .

عشق یعنی خود را آگاهانه رها کردن و در همان مکان ، جایی که نفس تو وجود داشته ، دیگری را جای دادن . جایگزینی خودت با دیگری یعنی عشق . گویی که اینک تو نیستی و فقط دیگری هست .

سارتر می گوید که دیگری جهنم است و حق با اوست . او درست می گوید زیرا که دیگری فقط برای تو جهنم می آفریند ولی همچنین او اشتباه می کند ، زیرا اگر دیگری بتواند جهنم باشد ، می تواند بهشت هم باشد ، کافی است با عشق نگاه کنیم . هر زن و شوهر برای یکدیگر جهنم می سازند زیرا هر یک می کوشد تا دیگری را تصاحب کند . غافل از اینکه تنها تصاحب اشیا ممکن است ، نه تصاحب اشخاص !

اگر عاشق باشی ، حتی نگاه خیره بسیار زیباست ، زیرا خیره شدن تو ، او را یک شی نمی سازد . آن گاه می توانی مستقیم به چشمان او نگاه کنی . آن گاه می توانی عمیقا وارد چشمان دیگری شوی . تو او را به یک شی تبدیل نمی کنی ، بلکه نگاه تو از راه عشق ، از او یک شخص می سازد . برای همین است که تنها نگاه خیره عاشقان زیباست و گرنه خیره نگریستن زشت است .

هرگاه شخصی را به یک شی تبدیل کنی ، عملی غیراخلاقی مرتکب شده ای ولی اگر سرشار از عشق باشی ، در آن لحظه سرشار از عشق ، این پدیده ، این برکت با هر موضوعی روی خواهد داد و تو زندگی می بخشی .

هنگامی که معشوق به تصاحب در آید ، عشق رفته است . آن گاه معشوق تنها یک شی خواهد بود . می توانی از او استفاده کنی ، ولی برکات هرگز برنمی گردند ، زیرا آن برکات فقط زمانی می آمدند که او یک انسان بود ، دیگری آفریده شده بود ، شخص را در دیگری آفریده بودی و دیگری نیز ، شخص را در تو آفریده بود . هیچ کدام شی نبودید . هر دو ذهنیت هایی بودید که با هم تلاقی کرده بودند دو انسان که ملاقات کرده اند ، نه یک انسان و یک شی .

اگر بدانی که تو نیستی و آگاهی ات با عشقی عمیق به سوی دیگری حرکت کرده باشد به درختان ، به آسمان ، به ستارگان ، به هر کس ، وقتی که تمام آگاهی ات تو را ترک گفته و به سوی دیگری رفته باشد در آن غیبت نفس ، برکات نازل می شوند

  


*
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 11:4 بدست لیلا

دانلود کنید


*
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 12:2 بدست لیلا

این یک تست وانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده.

فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد

1
تلفن زنگ میزنه
2
بچه تان گریه میکنه

3
یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه
4
لباس ها را بیرون روی طناب پین کرده اید و بارون میگیره
5
شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه.

خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کار ها رو انجام میدید، یعنی از شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدید؟


زیگموند فروید

فروید یکی از بارزترین شخصیت های علمی قرن بیستم است. او در 6 ماه مه 1856 به دنیا آمد و در در 23 سپتامبر 1939 از دنیا رفت. او اطریشی بود و از بنیانگذاران دانشکده روانپزشکی. بیشترین شهرت فروید مربوط به کار های او در زمینه روان شناسی رویا ها و ضمیر نا خود آگاه است. او به عنوان پدر علم روان تحلیل گری شناخته می شود.

هر یک از 5 مورد بالا نشون دهنده یکی از جنبه های زندگی شماست.

1
زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست
2
گریه بچه، نشون دهنده خانواده است
3
زنگ در خونه ، نشون دهنده دوستان شماست
4
لباس ها، نشون دهنده پول هستن
5
سر رفتن آب، نشون دهنده میل جنسی هست


*
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 7:54 بدست لیلا

ادم برفی مهربون

پسرک خیلی سردش بود. یادش نمی اومد تا بحال همچین برفی دیده باشه بی هدف تو پارک قدم می زد وسعی می کرد خودش رو گرم کنه

تا اینکه ادم برفی رو دید.... یه ادم برفی سفید با دستانی از شاخه های درخت ......

ادم برفی دید پسرک از سرما میلرزد. ادم برفی دستان خود را دوست میداشت اما دلش تاب نیاورد پس دستان چوبین خود را به پسرک داد

تا خود را گرم کند....

وقت رفتن پسرک خواست چیزی به ادم برفی هدیه کنه اخه اون دستانش را به او هدیه داده بود اما پسرک چیزی نداشت به اون بده پس

تکه ای از قلبش رو کند وبه ادم برفی داد.....

فردا صبح برفها هنوز روی زمین بودند اما کسی ادم برفی مهربون رو ندید..........


*
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 11:39 بدست لیلا

:آدرس سایت فیلتر شده
:نوع فیلتر

New Page 1