
شاید بگویی آری ، چرا که نمی دانی که نگریستن عاشقانه به یک شی یعنی چه . شاید با شهوت به اشیا نگاه کرده ای ، این چیز دیگری است . کاملا فرق دارد ، درست نقطه مقابل آن است . نخست ... سعی کن تفاوت را درک کنی .
چهره ای زیبا ، بدنی زیبا ، تو به آن نگاه می کنی و احساس می کنی که عاشقانه به آن می نگری ولی چرا به آن نگاه می کنی ؟ آیا مایلی از آن چیزی به دست آوری ؟ آن عشق نیست و شهوت است . آیا می خواهی از آن بهره بکشی ؟ آن گاه شهوت است و عشق نیست . آن هنگام در واقع ، تو فکر می کنی که چگونه از آن استفاده ببری ، چگونه آن را تصاحب کنی ، چگونه از آن بدن وسیله ای بسازی برای خوشوقتی خودت .
شهوت یعنی : چگونه از چیزی برای خوشوقتی خودت استفاده کنی و عشق یعنی ، خوشوقتی تو ابدا مطرح نیست . در واقع ، شهوت یعنی چگونه چیزی به دست آوری و عشق یعنی چگونه چیزی ببخشی . این دو درست نقطه مقابل هم هستند .
اگر چهره ای زیبا ببینی و به آن عشق احساس کنی ، احساس بی درنگ تو در آگاهی ات این خواهد بود که چگونه می توانی این چهره را خشنود کنی ، چگونه این مرد یا این زن را خوشحال کنی . در این جا خودت اهمیتی نداری .
در عشق دیگری مهم است اما در شهوت مهم تو هستی . در شهوت تو فکر می کنی دیگری را وسیله خوشحالی خودت قرار دهی ، در عشق فکر می کنی که خودت چگونه وسیله شوی .
عشق تسلیم است و شهوت یک تهاجم .
تو حتی در شهوت نیز از عشق سخن می گویی . پس فریب نخور !!!!!!!!! به درون بنگر ، آن گاه به این ادراک خواهی رسید که در زندگی حتی یک بار نیز به کسی یا چیزی عاشقانه نگاه نکرده ای .
دومین تفاوتی که باید درک شود این است ... اگر عاشقانه به چیزی مادی یا بی جان نگاه کنی ، آن شی به یک شخص تبدیل می شود . اگر به آن عاشقانه نگاه کنی ، آن گاه عشق تو کلیدی می شود تا هر چیزی را به شخص تبدیل سازد . اگر به یک درخت عاشقانه بنگری ، درخت یک شخص می گردد .
هر گاه عاشقانه به چیزی نگاه کنی ، آن چیز یک شخص می شود و برعکس . هر گاه با چشمانی شهوانی به شخصی نگاه کنی ، آن شخص به یک شی تبدیل می شود . برای همین است که چشمان شهوانی دافعه دارند . چرا که هیچ کس نمی خواهد شی شود . وقتی به همسرت با چشمان شهوانی می نگری او احساس ازردگی می کند . در واقع تو چه می کنی ؟ تو یک شخص را ، یک شخص زنده را به وسیله ای بی جان تغییر می دهی . تو می پنداری که چگونه استفاده کنی و آن شخص کشته می شود .
چشمان شهوانی دافعه دارند و زشت هستند .
وقتی با عشق به کسی نگاه کنی ، او والا می گردد . یگانه می گردد . ناگهان او یک شخص می شود . یک شخص را نمی توان با دیگری جایگزین کرد ولی یک اشیا را می توان جایگزین کرد . یک شی قابل جایگزینی است ولی یک شخص جایگزینی ندارد . او یکتا و یگانه است .
عشق همه چیز را یگانه می کند . به همین سبب تو بدون عشق ، هرگز احساس نمی کنی که شخص هستی . تا زمانی که کسی عمیقا دوستت ندارد ، هرگز احساس نخواهی کرد که موجودی یگانه هستی و به راحتی می توان تو را تغییر داد و جایگزین کرد .
در رابطه شهوانی ، همه چیز شی هست و این غیر انسانی ترین کارهایی است که انسان می تواند انجام دهد : تبدیل شخصی به شی .
وقتی عاشقانه می نگری ، خودت را فراموش کن . خودت را کاملا فراموش کن . برای امتحان یه یک گل نگاه کن و خودت را به تمامی از یاد ببر . بگذار گل باشد و خودت کاملا غایب باشی . گل را احساس کن ، آن گاه عشقی عمیق از آگاهی تو به سمت گل روانه می گردد . تو به وجد می آیی و آن گل ، یک شخص می گردد .
به موضوع دیگری نپرداز . با یک گل سرخ یا با چهره معشوقت باقی بمان . تنها با قلبت بمان . با این احساس که چه کنم تا معشوق شادتر و معشوق تر باشد ؟ و وقتی چنین باشد ، تو غایب خواهی بود ، هرگز به خودت توجه نخواهی کرد .
وقتی به خودت توجه نداری ، خالی می گردی ، فضایی درونت آفریده می شود . وقتی ذهنت کاملا به دیگری متوجه می گردد ، آن گاه درونت خلا ایجاد می شود .
با معشوق ، انسان به تمامی ناتوان می گردد ، این را به یاد بسپار . هر گاه عاشق کسی باشی ، احساس عجز کامل می کنی . درد عشق همین است : فرد نمی تواند احساس کند که چه بکند . او مایل است همه کار بکند ، می خواهد تمامی کائنات را به معشوق ببخشد ، ولی چه می تواند بکند ؟
تو تهی هستی و به همین سبب عشق به یک مراقبه عمیق تبدیل می گردد . در حقیقت ، اگر کسی را دوست داشته باشی ، به هیچ مراقبه دیگری نیازی نیست ولی چون در واقع کسی عاشق نیست ، به 112 تکنیک نیاز دارد و حتی شاید این ها هم کافی نباشد . خود عشق بزرگ ترین تکنیک است ولی عشق مشکل است و حتی ناممکن .
عشق یعنی خود را آگاهانه رها کردن و در همان مکان ، جایی که نفس تو وجود داشته ، دیگری را جای دادن . جایگزینی خودت با دیگری یعنی عشق . گویی که اینک تو نیستی و فقط دیگری هست .
سارتر می گوید که دیگری جهنم است و حق با اوست . او درست می گوید زیرا که دیگری فقط برای تو جهنم می آفریند ولی همچنین او اشتباه می کند ، زیرا اگر دیگری بتواند جهنم باشد ، می تواند بهشت هم باشد ، کافی است با عشق نگاه کنیم . هر زن و شوهر برای یکدیگر جهنم می سازند زیرا هر یک می کوشد تا دیگری را تصاحب کند . غافل از اینکه تنها تصاحب اشیا ممکن است ، نه تصاحب اشخاص !
اگر عاشق باشی ، حتی نگاه خیره بسیار زیباست ، زیرا خیره شدن تو ، او را یک شی نمی سازد . آن گاه می توانی مستقیم به چشمان او نگاه کنی . آن گاه می توانی عمیقا وارد چشمان دیگری شوی . تو او را به یک شی تبدیل نمی کنی ، بلکه نگاه تو از راه عشق ، از او یک شخص می سازد . برای همین است که تنها نگاه خیره عاشقان زیباست و گرنه خیره نگریستن زشت است .
هرگاه شخصی را به یک شی تبدیل کنی ، عملی غیراخلاقی مرتکب شده ای ولی اگر سرشار از عشق باشی ، در آن لحظه سرشار از عشق ، این پدیده ، این برکت با هر موضوعی روی خواهد داد و تو زندگی می بخشی .
هنگامی که معشوق به تصاحب در آید ، عشق رفته است . آن گاه معشوق تنها یک شی خواهد بود . می توانی از او استفاده کنی ، ولی برکات هرگز برنمی گردند ، زیرا آن برکات فقط زمانی می آمدند که او یک انسان بود ، دیگری آفریده شده بود ، شخص را در دیگری آفریده بودی و دیگری نیز ، شخص را در تو آفریده بود . هیچ کدام شی نبودید . هر دو ذهنیت هایی بودید که با هم تلاقی کرده بودند دو انسان که ملاقات کرده اند ، نه یک انسان و یک شی .
اگر بدانی که تو نیستی و آگاهی ات با عشقی عمیق به سوی دیگری حرکت کرده باشد به درختان ، به آسمان ، به ستارگان ، به هر کس ، وقتی که تمام آگاهی ات تو را ترک گفته و به سوی دیگری رفته باشد در آن غیبت نفس ، برکات نازل می شوند

این یک تست وانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده.
فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد
1
تلفن زنگ میزنه
2
بچه تان گریه میکنه
3
یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه
4
لباس ها را بیرون روی طناب پین کرده اید و بارون میگیره
5
شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه.
خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کار ها رو انجام میدید، یعنی از شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدید؟
زیگموند فروید
فروید یکی از بارزترین شخصیت های علمی قرن بیستم است. او در 6 ماه مه 1856 به دنیا آمد و در در 23 سپتامبر 1939 از دنیا رفت. او اطریشی بود و از بنیانگذاران دانشکده روانپزشکی. بیشترین شهرت فروید مربوط به کار های او در زمینه روان شناسی رویا ها و ضمیر نا خود آگاه است. او به عنوان پدر علم روان تحلیل گری شناخته می شود.
هر یک از 5 مورد بالا نشون دهنده یکی از جنبه های زندگی شماست.
1
زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست
2
گریه بچه، نشون دهنده خانواده است
3
زنگ در خونه ، نشون دهنده دوستان شماست
4
لباس ها، نشون دهنده پول هستن
5
سر رفتن آب، نشون دهنده میل جنسی هست
ادم برفی مهربون
پسرک خیلی سردش بود. یادش نمی اومد تا بحال همچین برفی دیده باشه بی هدف تو پارک قدم می زد وسعی می کرد خودش رو گرم کنه
تا اینکه ادم برفی رو دید.... یه ادم برفی سفید با دستانی از شاخه های درخت ......
ادم برفی دید پسرک از سرما میلرزد. ادم برفی دستان خود را دوست میداشت اما دلش تاب نیاورد پس دستان چوبین خود را به پسرک داد
تا خود را گرم کند....
وقت رفتن پسرک خواست چیزی به ادم برفی هدیه کنه اخه اون دستانش را به او هدیه داده بود اما پسرک چیزی نداشت به اون بده پس
تکه ای از قلبش رو کند وبه ادم برفی داد.....
فردا صبح برفها هنوز روی زمین بودند اما کسی ادم برفی مهربون رو ندید..........

کرم های انگلی انسان به سه گروه اصلی گرد یا نخی (نماتودها)، پهن یا نواری (سستودها) و ترماتودها تقسیم میشوند. محل زندگی هرکدام از این کرمها در بدن متفاوت است.
نماتودها انگلهای استوانهای و نخی شکل هستند که طول آنها از یک میلیمتر تا حدود یک متر متفاوت است. بعضی از نماتودها، مانند آسکاریس و کرمک، در لوله گوارش زندگی میکنند و به نماتودهای رودهای معروف هستند، برخی در بافت همبند ایجاد بیماری میکنند و بعضی نیز در قسمتهای دیگر بدن بهسر میبرند.
آلودگی به آسکاریس :
آسکارید یا آسکاریس بالغ کرمی است استوانهای شکل که درازای آن از 15 تا 40 سانتیمتر است. کرم ماده بزرگتر از کرم نر است و روزانه بیش از 000ر200 تخم در روده رها میسازد. آسکاریازیس یا بیماری ناشی از آسکاریدها یکی از فراوانترین بیماریهای انگلی انسان است که در بین مردم کشورهای در حال توسعه شایعتر است. در واقع بیش از یکچهارم مردم جهان که اکثر آنها در کشورهای غیر پیشرفته زندگی میکنند به آسکاریس آلوده هستند و آلودگی بیشتر در کودکان این مناطق مشاهده میشود. در نقاط روستایی که فاقد تسهیلات بهداشتی باشند و از کود انسانی در مزارع استفاده کنند آلودگی به آسکاریس شایعتر و شدیدتر است.
در مناطق روستایی ایران آلودگی به کرم آسکاریس بسیار زیاد است و در حدود نیمی از جمعیت کشور مبتلا به آلودگی با آسکاریس هستند.
آسکارید در روده باریک انسان زندگی میکند و با کمک فعالیت عضلانی، خود را در ژوژنوم روده کوچک نگه میدارد. برای آنکه تخمهای آسکاریس خاصیت آلوده کنندگی پیدا کنند باید مدتی در محیط خارج از بدن و در درون خاک بمانند تا تحت شرایط مساعد در داخل تخمها لارو تشکیل شود. پس از دو تا سه هفته تخمها لارودار و آلوده کننده میشود. چنین تخمهایی قادرند ماهها و سالها در داخل خاک و شرایط مناسب زنده بمانند و خاصیت بیماریزایی خود را حفظ کنند.
بیماریزایی و تظاهرات بالینی
انسان با خوردن آب و سبزیها و یا مواد آلوده دیگر مانند خاک حاوی تخم آلودهکننده آلوده میشود. تخم در روده کوچک باز میشود و لارو آن آزاد میگردد. لارو از جدار روده میگذرد و خود را به مویرگهای خونی یا عروق لنفی میرساند و سرانجام به ششها میرود. لارو پس از مدتی اقامت در ریه و گذراندن یک دوره ده روزه خود به نایژهها، نای و اپیگلوت میرساند و مجددا خورده میشود و برای بار دوم وارد روده باریک میگردد. لارو در روده آخرین مراحل دگردیسی را به پایان میرساند و به کرم بالغ تبدیل میشود. معمولا از زمان ورود به تخم دارای لارو به روده تا هنگام بلوغ حدود 2 تا 3 ماه طول میکشد.
زمانی که لارو از شش عبور میکند ممکن است عوارض متعددی مانند سینهپهلو، سرفه خشک یا همراه با خلط، خسخس صدا، تب و افزایش ائوزینوفیلهای خون بروز کند. اگر تعداد کرمهای بالغ روده زیاد نباشد علایم چشمگیری نیز بروز نمیکند، اما در صورتی که بار انگلی زیاد باشد درد شکم، بزرگ شدن شکم و حتی در موارد شدیدتر انسداد روده و درهم رفتگی روده نیز پیش میآید. گاه کرم بالغ وارد آپاندیس، مجاری صفراوی و لوزالمعده میشود و سبب ایجاد التهاب و دمل میگردد. در صورتی که کرمها تحریک شوند امکان دارد به قسمت بالای دستگاه گوارش بیایند و از دهان خارج شوند و یا در درون حلق اختلال تنفسی ایجاد کنند.
از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود
در هر ایستگاهیکه قطار می ایستاد کسی گم می شد
قطار می گذشت و سبک می شد
قطاری که به مقصد خدا می رفت عاقبت به ایستگاه بهشت رسید
پیامبر گفت: اینجا بهشت است ومن بیرون پریدم
اما...تو پیاده نشدی ؟ ... و من نفهمیدم
قطار رفت و دور شد ومن از فرشته ای پرسیدم مگر اینجا اخرش نیست؟
و او گفت:این قطار به سوی خدا میرود
و خدا به انان میگوید:
(درود بر شما. راز من همین بود. انان که مرا میخواهند در ایستگاه بهشت پیاده نخواهند شد)و من ارام زیر لب گفتم:
(عجب فاصله ای!!!)
نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني؟ چطوري
دوستم داري . نابينا گفت :اگه مي ديدمت ؟ عاشق زيبايت مي
شدم . اما حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم..

زني با لباس هاي کهنه و مندرس و نگاهي مغموم وارد خواربار فروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست کمي خواربار به او بدهد. به نرمي گفت که شوهرش بيمار است و نمي تواند کار کند و شش بچه اش بي غذا مانده اند.
مغازه دار با بي اعتنايي محلش نگذاشت و با حالت بدي خواست او را بيرون کند. زن نيازمند در حالي که اصرار ميکرد گفت: آقا شما را به خدا به محض اين که بتوانم پولتان را مي آورم. مغازه دار گفت : نسيه نمي دهم.
مشتري ديگري که کنار پيشخوان ايستاده بود و گفتگوي آن دو را مي شنيد به مغازه دار گفت : ببين خانم چه مي خواهد، خريد اين خانم با من. خواربار فروش با اکراه گفت : لازم نيست خودم مي دهم. فهرست خريدت کو؟ زن گفت : اينجاست. مغازه دار از روي تمسخر گفت : فهرست را بگذا ر روي ترازو، به اندازه وزنش هر چه خواستي ببر!
زن لحظه اي مکث کرد و با خجالت از کيفش تکه کاغذي در آورد و چيزي رويش نوشت و آن را روي کفه ي ترازو گذاشت.
همه با تعجب ديدند که کفه ترازو پايين رفت. خواربار فروش باورش نشد. مشتري از سر رضايت خنديد و مغازه دار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در کفه ترازو کرد. کفه ترازو برابر نشد، آن قدر چيز گذاشت تا کفه ها برابر شدند.
در اين وقت خواربار فروش با تعجب و دلخوري تکه کاغذ را برداشت تا ببيند که روي آن چه نوشته شده است...
روي کاغذ فهرست خريد نبود...
دعاي زن بود که نوشته بود:
"اي خداي عزيزم تو از نياز من با خبري، خودت آن را برآورده کن"
مغازه دار با بهت جنس ها را به زن داد و همان جا ساکت و متحير خشکش زد.
زن خداحافظي کرد و رفت و با خود مي انديشيد که فقط اوست که مي داند وزن دعاي پاک و خالص چقدر است...

شايد حالت هاي خوابيدني که به آن عادت کرده ايد، نتوانند شما را به بالاترين ميزان آرامش در هنگام خوابيدن برسانند، اما اين بار که مي خواستيد بخوابيد به طرز خوابيدن خود دقيق شويد و ببنيد با کداميک از حالت هايي که ما در اين مقاله برايتان توضيح مي دهيم، شباهت دارد.
دانشمندان معتقدند که طرز خوابيدن افراد مي تواند نکات مهمي را در مورد خصوصيت آنها به ما بگويد.
خوب..... طرز خوابيدن شما چه چيزهايي در مورد شخصيتتان مي گويد؟
رياست انجمن ارزيابي خواب انگليس، پروفسور "کريس ايدزيکوسکي" در مورد 6 نمونه از رايج ترين حالات خوابيدن تحقيق کرده است و به اين نتيجه رسيده است که هر يک از آنها با يک کاراکتر شخصيتي منحصر به فرد در افراد مرتبط هستند.
طرز خوابيدنتان چه چيزي هاي در مورد شخصيتتان مي گويد.....
حالت جنيني
افرادي که خودشان را خم کرده و مانند دوران جنيني به خواب مي روند افرادي هستند که از بيرون سر سخت اما قلباً انسان هاي ملايمي بوده و داراي روح بسيار لطيفي ميباشند. شايد در نگاه اول از کسي که او را به تازگي ملاقات کرده اند، خجالت بکشند اما ديري نخواهد گذشت که خجالتشان مي ريزد و آرام مي شوند. اين مورد يکي از شايع ترين حالات خوابيدن است. در تحقيقي که انجام شد 41% از 1000 نفري که تحت آزمايش بودند به اين حالت مي خوابيدند. خانم ها دو برابر بيشتر از آقايون به خوابيدن در اين حالت گرايش دارند.
چوب گرد
خوابيدن به پهلو در حاليکه دست ها پايين در کنار پهلو قرار دارد. اين افراد به سرعت با ديگران ارتباط برقرار مي کنند و از روابط اجتماعي بالايي برخوردار هستند. به راحتي به غريبه ها اعتماد مي کنند و دوست دارند هميشه در جمع هاي بزرگ شرک کنند. البته اين امکان هم وجود دارد که اندکي زودتر از سايرن گول بخورند.
آرزومند
افرادي که به پهلو مي خوابند در حاليکه دست هايشان به سمت خارج و جلو است داراي طبع بازي هستند اما در عين حال مي توانند شکاک، غرغرو و عيب جو نيز باشند. در تصميم گيري قدري تعلل به خرج مي دهند اما زمانيکه تصميم به انجام کاري بگيرند، هيچ چيز نمي تواند آنها را وادار به تغيير نظرشان کند.
سرباز
خوابيدن به پشت در حاليکه دست ها به صورت صاف به پهلوها چسبيده باشد. افرادي که به اين حالت مي خوابند معمولاً ساکت و خوددار هستند. تمايل چنداني به هياهو و سر و صدا ندارند و براي خود و سايرين مقررات و معيارهاي متعددي قائل مي شوند.
آزاد و رها
خوابيدن از جلو در حاليکه دست ها اطراف بالشت باشد و سر به يکي از طرفين چرخيده باشد. معمولاً افراد عجول، بي پروا، و کمي گستاخ به اين شيوه مي خوابند. آنها به سرعت عصباني مي شوند، به شدت آسيب پذير هستند و انتقاد و قرار گرفتن در شرايط سخت را دوست نمي دارند.
ستاره دريايي
خوابيدن بر روي پشت در حاليکه دست ها در اطراف بالشت قرار دارد. اين افراد به عنوان بهترين دوست ها براي ديگران به شمار مي آيند چرا که به خوبي به حرف هاي ديگران گوش مي دهند و هر موقع که نياز به کمکشان باشد، حاضر هستند. آنها معمولاً علاقه اي ندارند که مرکز توجه ديگران باشند.
البته گونه هاي مختلف ديگري از خوابيدن نيز وجود دارد که در اين مطالعه بر روي آنها آزمايش نشده است.
پروفسور ايدزيکوسکي تاثير نحوه خوابيدن بر روي سلامتي را نيز مورد مطالعه قرار داده است. او معتقد است که خوابيدن آزاد و رها براي سيستم گوارشي بسيار مناسب است. اين در حالي است که موارد سرباز و ستاره دريايي موجب خور خور کردن شده و خواب خوبي را به همراه ندارند.
او معتقد است زمانيکه شکم آزاد باشد، افراد راحت مي توانند تنفس کنند و اعما و احشا در آرامش کامل قرار مي گيرند؛ اما اگر وزن بدن بر روي شکم قرار بگيرد، آنوقت ميزان اکسيژن دريافتي تحليل رفته و فشار بيشتري به شکم وارد مي شود که اين امر موجب خور خور مي شود. البته ممکن است افرادي که در اين حالات مي خوابند تا صح از خواب بيدار نشوند، اما از ساعات خواب خود بهره کافي نبرده و انرژي زيادي دريافت نمي کنند.
همچنين تحقيقات او گوياي اين مطلب هستند که کمتر اتفاق مي افتد تا افراد حالت هاي خوابيدن خود را تغيير دهند و در اين ميان تنها 5% بودند که اظهار مي داشتند هر شب حالت هاي خوابيدن خود را تغيير مي دهند
مادرم هستی من ز هستی توست
تا هستم و هستی دارمت دوست




